|
مدرسه ما
گاه نوشت های مهدی ارگی
|
جهت دسترسی به هر کدام از صفحات روی لینک مورد نظر کلیک کنید.
[ پنجشنبه 1 مهر1389 ] [ 16:31 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
توی بازار میدان نقش جهان اصفهان یک رستوران سنتی وجود دارد. ورودی این رستوران یک شعر زیبا از خیام نوشته اند: می نوش که عمر جاودانی این است به خاطر این شعر که استاد شجریام هم آن را خوانده چند باری اینجا رفته ام البته غذاهایش هم بد نیست. به اشعار خیام علاقه زیادی دارم. شاید به خاطر اینکه در اشعارش استدلال هایی می آورد که آدم را به تامل می اندازد.شاید به خاطر اینکه کوتاه هستند اما پر نغز .از نظر تعداد ، از کلمات کمی استفاده شده اما از نظر محتوا خواننده را وادار به حیرت میکند. ویژگی اصلی و غالب در اشعار سایر شعرا احساس و عاطفه ست اما در اشعار خیام اندیشه و تفکر و استدلال حرف اول را میزند. موسیقی هایی را هم که در ان اشعار خیام خوانده شده باشد دوست دارم. هر چند خیلی کم هستند. یک آلبوم از استاد شجریان وجود دارد که شاملو ان را دکلمه کرده. این را زیاد گوش میدهم. یک جور خیام خوانی هم انگار در بوشهر وجود دارد که متاسفانه نتوانسته ام به آن دسترسی پیدا کنم. 28 اردیبهشت سالروز تولد خیام شاعر خرد گرای ایرانی گرامی باد. 5 آهنگ استاد شجریان با دکلمه شاملو و اشعار خیام برای دانلود: [ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 19:7 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
ديدن عکست تمام سهم من است از "تو " آن را هم جيره بندي کرده ام تا مبادا توقعش زياد شود!! دل است ديگر . . . ممکن است فردا خودت را از من بخواهد. [ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 22:54 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
سالها پیش که در شهرمان جایی بود به نام " خانه جوان " و بخشداری اجاره اش را می داد ( حالا دیگر نیست) و ما هم در آنجا حضور داشتیم ( شما بخوانید مسوولیت داشتیم) یک جلسه یا کلاسی برگزار می شد تحت عنوان " شاهنامه خوانی " . چند تن از اساتید ادبیات و تعدادی هم جوان گرد هم جمع می شدند و شاهنامه می خواندند و تفسیر می کردند. ما هم گاه گاهی در آن جمع حضور داشتیم و به لطف آن جلسات شاهنامه ای خریدیم و طبق قرارمان هر شب چند بیتی با پدر و مادر و برادر و خواهر دور هم می خواندیم. حالا اما چند سالی است که نه از آن جلسات خبری هست و نه از شاهنامه خوانی در خانواده ما. دوستی دارم به نام آقای محمد علی مومنی که الان مجری و گوینده رادیو فرهنگ است. یک جشنی برگزار می کرد هر سال در شب چله به نام " جشن ادبی یلدا " . جشنی باشکوه که اهالی ادب شهرستان و گاها کشور در آن حضور داشتند. ایتم های مختلفی در این جشن وجود داشت از جمله نقالی . یک بانوی نقال که الان اسمش یادم نیست در یکی از سالهای اجرای جشن برنامه نقالی داشت که بسی لذت بردیم. حال اما چند سالیست جشن ادبی یلدا برگزار نمی شود و در نتیجه از نقالی هم خبری نیست. ... همه اینها باعث شده حتی من که زمانی هر شب شاهنامه می خواندم یادم برود که دیروز "روز بزرگداشت فردوسی "بوده است. هرچند این فقط من نبوده ام که از یاد برده ام حتی رضا رفیع هم در جام جم آنلاین نوشته که یادش رفته بوده ولی فراموشیش را خوب توانسته توجیه کند. امیدوارم آن مرد نامور که رنجها برد تا عجم جماعت و زبان پارسی را زنده کند از ما ازرده خاطر نشده باشد. 25 اردیبهشت روز گرامیداشت شاعر خردمند ابوالقاسم فردوسی گرامی باد. [ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 22:56 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
امروز جشنواره تقدیر از دانش آموزان برتر رو در یکی از مدارس مجتمع ( شهدای طارند) برگزار کردیم. برنامه ریزی برای این جشن از روزها قبل صورت گرفته بود. ارسال دعوت نامه ها ، خرید جوایز ، تنظیم تقدیرنامه ها ، تهیه پذیرایی و ... مراسم ساعت چهار و نیم بعد از ظهر با تلاوت قران شروع شد. آقای ابراهیمی که از همکارانمان است در ارتباط با ولادت حضرت زهرا (س) برنامه داشت. دانش آموزان هم همکاری خیلی خوبی داشتند. شروع خوبی بود برای برنامه هایمان. آقای رمضانی مدیر مجتمع گزارشی از فعالیت های مدرسه و برنامه ها و موفقیت هایی که در زمینه های آموزشی و پرورشی بدست آمده ارایه دادند. آقای کارخانه ریاست محترم اداره هم دقایقی کوتاه سخن گفتند. ایشان از عوامل آموزشگاه و مجتمع صمیمانه تشکر کردند. بعد از آن نوبت به اهدای جوایز رسید. از دانش آموزانی که رتبه های استانی داشتند شروع کردیم و بعد رتبه های منطقه ای و در ادامه هم دانش آموزان برتر درسی و انضباطی. هیجان برنامه هنگام قرعه کشی برای سکه ها به اوج خود رسید. دو تا سکه (پارسیان به مبلغ 50000 تومان) بین دانش آموزان رتبه اول هر کلاس قرعه کشی شد. *** - آقای کارخانه رییس اداره و اقای رهسپار معاون آموزشی اداره در مراسم حضور داشتند. - دهیار ، رییس شورای روستا و خیرین جزء میهمانان برنامه بودند که با اهدای لوح تقدیر از زحمات آنان قدردانی شد. - اولیای دانش آموزانی که جایزه می گرفتند هم دعوت شده بودند و در مراسم حضور داشتند. ان شاء الله که این مراسم باعث ایجاد انگیزه دانش آموزان برای درس خوندن بشه. به نظر شما تاثیری داره؟ [ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 22:52 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
دانش آموز (کلاس چهارم ابتدایی) کنار در دفتر ایستاده. معلمش هم داخل دفتر.
مدیر: چی شده پسر دوباره اینجایی که؟ دانش آموز: آقا ما... مدیر: حرف نزن بی تربیت... معلم : اقا این دانش آموز اصلا بدرد نمی خوره مدیر : ( بدون اینکه بپرسد چی شده و چرا دانش آموز بیرون است) آقای معلم این دفعه من ضمانت می کنم اگه تکرار شد پوستشو خودم می کّنم. معلم: برو خداتو شکر کن که اقای مدیر ضمانت کرد و گرنه ... دانش آموز نگاهی به من می اندازد . نیشخندی می زند و میرود. حتما شما هم حدس می زنید که در دلش چه ها که در مورد این مدیر و معلم نمی گوید. واقعا ما بچه های امروز را اینقدر ... فرض کرده ایم ؟ [ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 11:51 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
به غلط توی ذهنمان گنجانده اند که تقصیر تو بود که از بهشت راهی زمین شدیم. به غلط توی ذهنمان گنجانده اند که تقصیر توست که مردی زمین می خورد. به غلط توی ذهنمان گنجانده اند که تو درجه دوم هستی و این " مرد " ها هستند که درجه یک هستند و همیشه حق با آنهاست. به غلط مساوی شده ای با خانه داری و بچه داری و ... این ها را یک مشت آدم از خود راضی که هر بار در لباسی در می آیند یک روز در لباس فیلسوف ، یک روز در لباس غربی ؛ یک روز در لباس شرقی و یک روز در لباس ... به خوردمان می دهند. اما می دانی تو هم یک موجودی هستی همانند مردها . به همان اندازه سهم داری که آنها دارند در همه چیز. در هبوطمان به زمین. در زمین خوردنمان. در گمراهیمان و در هدایتمان. تازه من می خواهم بگویم سهم تو در مثبت ها بیشتر است. احساس و وجدانی که تو داری مردها ندارند. مسوولیت پذیری تو زبانزد همه است. البته گاهی خودت هم کمک میکنی به اینکه این نوع نگاه به "زن " در جامعه وجود داشته باشد. آنجایی که خودت را باور نداری. آنجا که اعتماد به نفس نداری. آنجا که کارت را ارزان می فروشی.آنجا که ... به هر حال روزت را به تو که همسری مهربان هستی و مادری مهربانتر تبریک می گویم. *** میلاد ریحانه پیامبر ، حضرت فاطمه (س) مبارک باد [ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 16:53 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
شنیده می شود از آسمان صدایی که ... کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ... نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که ... نوشت نام تورا، نام آشنایی که ... پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد دلیل خلق زمین و زمان معین شد نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است غزل قصیده ی نابی که در ازل گفته است نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد ز درک خاک مقام فراتری دارد خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد درون خانه بهشت معطری دارد پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست و جای صحبت این شاعر زمینی نیست و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست خدا فراتر از این واژه ها کشیده تو را گمان کنم که تورا، اصلا آفریده تو را که گِرد چادر تو آسمان طواف کند و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند که این شکوه جهان را پر از عفاف کند کتاب زندگی ات را مرور باید کرد مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود درون خانه ی تو نان فقر آجر بود شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود بهشت عالم بالا برایت آماده است حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است به حکم عشق بنا شد در آسمان علی علی از آن تو باشد... ، تو هم از آن علی چه عاشقانه همه عمر مهربان علی! به نان خشک علی ساختی، به نان علی از آسمان نگاهت ستاره می خواهم اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم به شعر از نفس افتاده جان تازه بده و مادری کن و این بار هم اجازه بده به افتخار بگوییم از تبار توایم هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم کنار حضرت معصومه در کنار توایم فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست سید حمید رضا برقعی [ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 0:24 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
امروز به مناسبت سالگرد تاسیس سازمان دانش آموزی ، گردهمایی مربیان پیشتاز و فرزانه در اداره کل برگزار شد. ما هم که از مربیان فعال !!!!!! در این عرصه هستیم دعوت داشتیم. جلسه با کار حاملان قرآن شروع شد و با چند سرود و چند سخنرانی و اهدای هدایا تمام شد. یکی از همکارانی که به عنوان معلم نمونه انتخاب شده بودند همراه ما بودند در ضمن یکی دیگر از دوستان به سمت کارشناس مسوول در اداره کل منصوب شده بودند بنابرابن فکری به سرم زد . از هر کدام از این بزرگواران 50 هزار تومان گرفتم و دعوتشان کردم به ضیافت ناهار. من ، آقایی که پست گرفته بود ، خانمی که نمونه شده بود ، همسر این خانم و دو نفر دیگر از همکاران شدیم 6 نفر و رفتیم رستوران هانی پارسه. جاتون خالی. پیش غذا منو باز بود. ما با همون پیش غذا سیر شدیم. ته چین ، لازانیا ، کشک بادمجان ، انواع سالاد و ... دیگر جایی برای باقالی پلو با گوشت که سفارش داده بودیم نماند. بعد از ناهار اومدم خونه نماز را که خواندم راهی مدرسه شدم. باید چند تا لوح تقدیر آماده می کردم. امشب جلسه شورای دبیران هم داشتیم (دیشب در روستای حبیب آباد ، امشب در روستای طارند). جلسه را مدیر مجتمع با پاور پوینتی که درست کرده بود شروع کرد. در مورد بخشنامه تولید محتوای الکترونیکی توضیحاتی داد و در ادامه هم در مورد ثبت نام در سایت کارمند. در ادامه همکاران به بحث و تبادل نظر در مورد امتحانات و سایر مسائل پرداختند. همه از تحولاتی که در سال جاری در مدرسه رخ داده بود تشکر کردند. در پایان جلسه کارت هدیه ای که توسط مجتمع تهیه شده بود به همراه لوح تقدیر و کارت هدیه اداره تقدیم همکاران شد. حسن ختام جلسه هم شام بود. ماهی قزل آلا. در ضیافت شام رییس شورای روستا و یکی از خیرین که هزینه جلسه امشب را پرداخته بودند حضور داشتند. 12 کیلو اضافه وزن که چیزی نیست نه؟ [ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 23:37 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
صبح رفتم مدرسه گواهینامه دانش آموزان شرکت کننده در طرح ملی حفظ قرآن کریم رو آماده کردم تادر جشن پایان سال تقدیمشان کنیم. بعداز ظهر رفتم تهران. میدان فلسطین کاری داشتم بعد هم رفتم نمایشگاه کتاب. وجود انواع خوراکی ها و نوشیدنیها و در حقیقت غذای جسم در ورودیهای نمایشگاه امریست طبیعی. صدای آزار دهنده تبلیغات موسسات به اصطلاح آموزشی از گاج و قلم چی گرفته تا ... هم که جایگزین مناسبی شده برای موسیقی. از اینها که گذر می کنی میرسی به محل ارایه غذای روح. لیست کتابهایی را که باید می خریدم از قبل آماده کرده بودم. چند تایی هم به پیشنهاد دوست عزیزم اقای رهسپار به لیست اضافه کردم. پایگاه های اطلاع رسانی کار را خیلی راحت کرده اند. اگر نام انتشارات یا حتی نام کتاب را داشته باشی راهنمایی می شوی به محل فروش کتاب.کتاب هایی که امسال خریدم بیشتر در حوزه ادبیات بود: نورالدین پسر ایران قیدار نوشته رضا امیرخانی طوفان واژه ها و قبله مایل به تو کار سید حمیدرضا برقعی حق السکوت اثر محمد مهدی سیار شازده کوچولو نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری و ... از جمله کتابهایی بود که خریدم . چند کتاب هم که می خواستم تمام شده بود. آخر کار سری هم به بخش کودک زدم و چند جلدی هم کتاب کودک خریدم و برگشتم. در نمایشگاه یکی از دوستان عزیزم را دیدم. هر چند دقایق کوتاهی بود و او مدام یا با تلفن و یا با دوستان دیگرش صحبت می کرد اما این دیدار خالی از لطف نبود. برای اینکه به شام مدرسه هم برسم مجبور بودم با سرعت بالا رانندگی کنم که خوشبختانه درست به موقع و لحظاتی قبل از سرو شام و هنگام اهدای هدایا رسیدم . ضیافت امشب به افتخار همکاران و به منظور قدردانی از زحمات آنان ترتیب داده شده بود. اقای رمضانی هدایایی را که در جشن دیروز دریافت کرده بود به همکاران داد. به افرادی هم که نتوانسته بودند در اردوی کرمانشاه حضور پیدا کنند یک کارت هدیه از طرف مجتمع اهدا شد. همکاران مدرسه هم به منظور قدر دانی از زحمات آقای رمضانی (مدیر مجتمع ) و آقای نعیمی و آقای منصوری( معاونین مدرسه) هدایای به همراه یک دسته گل زیبا اهدا کردند. کلا دور هم خوش گذشت. [ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 ] [ 22:45 ] [ مهدی ارگی ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||